مهدى رحمانى ولوى / منصور جغتايى

242

تاريخ علماى بلخ ( فارسي )

خدمت امام ما احمد بن حنبل رسيده از او كسب فيض نموده و أشياء را از او شنيده است . « 1 » خطيب بغدادى مىنويسد : من در كتابى به خط محمّد بن مخلد دورى بلخى خواندم كه ابو القاسم جعفر بن محمّد ورّاق مؤدب بلخى ، در رمضان المبارك سال 283 ه . ق . جهان فانى را بدرود گفت . « 2 » [ 122 ] جعفر بن محمّد بن عمر بلخى ابو معشر جعفر بن محمّد بن عمر بلخى ( 19 صفر 171 - 28 رمضان 272 ق / 10 اوت 787 - 9 مارس 886 م ) . منجم ايرانى . نام او در منابع قديم و جديد غربى به صورت اپومسر ، البومسر و يا بيش و كم مشابه آن آمده است . زادروز يادشده تنها از روى زايچه‌اى در كتاب احكام تحويل سنى المواليد اثر ابو معشر به دست آمده است و چندان مسلم نيست . ازسوىديگر ، براساس روايتى از بيرونى بر خلاف گفتهء ابن نديم كه 272 ه . ق را سال مرگ ابو معشر مىداند ، وى گويا تا 280 ه . ق زنده بوده است . به روايت ابن نديم وى پيش از اشتغال به تنجيم ، محدث بوده است . اما اين سخن احتمالا از خلط ميان ابو معشر منجم و ابو معشر سندى فقيه و مورخ ناشى شده است ، چه در آثار ابو معشر منجم ، مطلقا اثرى از حديث ديده نمىشود . ابو معشر از اوايل سدهء سوم قمرى در بغداد به سر مىبرده است . دربارهء گرايش ابو معشر به دانش نجوم افسانه‌هايى نقل كرده‌اند : بر پايه روايتى وى به هنگام اشتغال به حديث ، پرداختن به فلسفه و نجوم را ناروا مىشمرد و به همين علت ، با يعقوب بن اسحاق كندى دشمنى مىورزيد و مردم را بر ضد وى برمىانگيخت . اما كندى توانست به كمك كس يا كسانى وى را به حساب و هندسه علاقه‌مند سازد ؛ ابو

--> ( 1 ) - طبقات الحنابلة ، ج 1 ، ص 126 . ( 2 ) - تاريخ بغداد ، ج 7 ، ص 190 ؛ المنتظم فى تواريخ الملوك و الامم ، ابن جوزى ، ج 7 ، ص 291 .